معنی بجگرد
5 بازدید
[ بِ گِ ] (اِخ) دهی از دهستان اشترجان فلاورجان اصفهان در ۷ هزارگزی جنوب باختر فلاورجان. سکنهٔ آن ۳۸۵ تن، آب از زاینده رود. محصول آن غلات و پنبه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «بجگرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر