معنی ببرجه
6 بازدید
[ بَ جِ هْ ] (ص مرکب) به میزان جهش یک ببر. بدان اندازه که ببر پرش کند. || (نف مرکب) آنکه چون ببر بجهد. جهش کننده چون ببر: یوزجست و رنگ خیز و گرگ پوی و غرم تک ببرجه آهودو و روباه حیله گوردن. منوچهری.
کلمات همقافیه با «ببرجه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جه» برای سرودن شعر