معنی ببرخوی
4 بازدید
[ بَ ] (ص مرکب) که خوی ببر دارد. تندخوی : روزی صیادان پیلی وحشی گرفتند بادحرکت، آتش سرعت، کوه پیکر، ببرخوی. (سندبادنامه ص ۵۶ و ۵۷).
کلمات همقافیه با «ببرخوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر