معنی ببراله
5 بازدید
[ بُ لَ / لِ ] (اِ) به لغت زند و پازند دوایی است که آن را شجرهٔ رستم گویند و آن زراوند طویل است، با روغن بر بدن مالند شپش را بکشد. (آنندراج) (برهان قاطع). زراوند طویل. (ابن بیطار) (لکلرک) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ببراله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر