معنی باهکیدن
7 بازدید
[ هَ دَ ] (مص) شکنجه کردن. (برهان قاطع) (انجمن آرای ناصری) (حاشیهٔ فرهنگ اسدی) (صحاح الفرس) (آنندراج) (ناظم الاطباء). عذاب کردن. آزار دادن. پاهکیدن.
کلمات همقافیه با «باهکیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر