معنی باهک
7 بازدید
[ هَ ] (اِ) شکنجه. (آنندراج) (انجمن آرای ناصری) (فرهنگ جهانگیری) (برهان قاطع). سیاست. آزار. (ناظم الاطباء). اذیت. (فرهنگ ضیاء). شکنجه کردن. زدن. (فرهنگ اسدی). || کیستار. (ناظم الاطباء). || در بیت ذیل از ابوشعیب به معنی ببک و ببه و نی نی و مردم و مردمک چشم است و یا صورتی است از ببک : دلمان چو آب بادی تنمان بهار با دی از بیم چشم حاسد، کش کنده باد باهک . ابوشعیب. و نیز رجوع به ابوشعیب شود.
کلمات همقافیه با «باهک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هک» برای سرودن شعر