معنی باهظ
7 بازدید
[ هِ ] (ع ص) گران بارکننده. گران شونده. گرانبار. گران به وزن. || (اِ) بلا و سختی. (آنندراج) (ناظم الاطباء). دشخوار. کار دشوار گران. (آنندراج): امر باهظ؛ کار دشوار گران. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «باهظ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هظ» برای سرودن شعر