معنی بامزگی
7 بازدید
[ مَ زَ / زِ ] (حامص مرکب) حالت و چگونگی بامزه. کیفیت بامزه. طعم خوش داشتن. خوش طعم بودن غذا. مزه داشتن. و رجوع به مزه شود. || خوش مزگی. طیبت. خوش طبعی. شوخ بودن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «بامزگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر