معنی باقیماننده
6 بازدید
[ نَ نْ دَ / دِ ] (نف مرکب) که برجای ماند. بازماننده. بازمان. (لغات مصوبهٔ فرهنگستان).
کلمات همقافیه با «باقیماننده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر