معنی بافروغ
4 بازدید
[ فُ ] (ص مرکب) (از: با +فروغ). روشن. تابناک. نورانی : گوش سر بربند از هزل و دروغ تا ببینی شهر جان با فروغ.مولوی. همچو وعده مکر و گفتار دروغ آخرش رسوا و اول با فروغ.مولوی.
کلمات همقافیه با «بافروغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وغ» برای سرودن شعر