معنی باغبانمحله
4 بازدید
[ غِ مَ حَ لْ لَ ] (اِخ) دهی از دهستان برکار از توابع چهاردانگهٔ هزارجریب. (از مازندران و استرآباد رابینو ترجمهٔ وحید مازندرانی ص ۱۶۵). دهی است از دهستان گیلخواران بخش مرکزی شهرستان قائمشهر که در یک هزارگزی باختر جویبار در دشت واقع است. ناحیه ای است معتدل و مرطوب با ۱۲۰۰ سکنه و آب آن از چاه تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات و پنبه و کنجد و صیفی و شغل اهالی زراعت و راهش مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ غِ مَ حَ لْ لَ ] (اِخ) محله ای از محلات بابل که ملگونف از آن نام برده است. رجوع بمازندران و استرآباد رابینو ترجمهٔ وحید مازندرانی ص ۲۰۸ شود.
کلمات همقافیه با «باغبانمحله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر