معنی باغبانی
5 بازدید
[ غْ / غِ ] (حامص) عمل باغبان. نِطارة. (منتهی الارب). محافظت و نگهبانی باغ. پرستاری باغ. (ناظم الاطباء). باغ پیرائی. بستان بانی : همی تا کند بلبل اندر بهاران بباغ اندرون روز و شب باغبانی.فرخی. نهالی که باغش دل تست وز ایزد بر او مر خرد را رود باغبانی.ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «باغبانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر