معنی باغبانکلا
4 بازدید
[ کَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان برغان و لیان بخش کرج شهرستان تهران، که در ۳۰هزارگزی شمال باختر مرکز بخش و یک هزارگزی راه کردان به برغان واقع است، ناحیه ای است سردسیر و دارای ۸۱ سکنه، و آب آن از رودخانهٔ اغشت تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات و حبوب و لبنیات و عسل و شغل مردمش زراعت و گله داری و راهش مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ کَ ] (اِخ) از دهات ناتل رستاق نور. (مازندران و استرآباد رابینو ص ۱۴۹). دهی است از دهستان ناتل رستاق بخش نور شهرستان آمل که در ۲۰هزارگزی جنوب خاوری سولده در دشت واقع است. ناحیه ای است معتدل و مرطوب با ۱۸۰ تن سکنه و آب آن از وازرود تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن برنج و مختصری غلات و شغل مردمش زراعت و راهش مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «باغبانکلا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لا» برای سرودن شعر