معنی باصفا
4 بازدید
[ صَ ] (ص مرکب) پاکیزه. (ناظم الاطباء). || جای پاکیزه. - آدم باصفا؛ آنکه درونی پاک و ظاهر و باطن یکی و عقیدهٔ خالص دارد. با حقیقت. پاک ضمیر. پاکدل خوش نیت : و لیکن تو آن میشمر پارسا که باطن چو ظاهر ورا باصفاست. ناصرخسرو. مردی نورانی قوی باصفا مرا پیش آمد. (انیس الطالبین ص ۱۵۸). || خوش آیند. خوشنما. (ناظم الاطباء). و رجوع به صفا شود.
کلمات همقافیه با «باصفا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فا» برای سرودن شعر