معنی باشگون
6 بازدید
(ص مرکب) باژگون. معکوس. مقلوب. (شعوری ورق ۱۸۰). واژگون. واژگونه. معکوس. وارونه. (ناظم الاطباء): خاک پایت را زحل از دیده بر سر مینهد آری آری هست دایم کار هندو باشگون. رکن الدین بکرانی (از شعوری). و رجوع به باشگونه و باژگونه و وارونه و وارون شود.
کلمات همقافیه با «باشگون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر