معنی باشگوگ
6 بازدید
[ ] (ص، اِ) کارگذار. (شعوری ج ۱ ورق ۱۷۱). هنرمند. دانا. تیزدست. (آنندراج). هنرور. عالم. زرنگ. چابک. زیرک در تدبیر کارها. (ناظم الاطباء): با گریهٔ دو چشم شده مطلب دلم هرگز نبود باشگوگ درد و غم مرا.ابوالمعانی (از شعوری).
کلمات همقافیه با «باشگوگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وگ» برای سرودن شعر