معنی باشماقچی
4 بازدید
(ترکی، ص مرکب، اِ مرکب) کفشدار. (ناظم الاطباء). باشمقدار. باشماغچی. و رجوع به باشماغچی شود.
کلمات همقافیه با «باشماقچی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چی» برای سرودن شعر