معنی باشمقچی
5 بازدید
[ مَ ] (ترکی، ص مرکب، اِ مرکب) باشمقچی. کفشدار.
کلمات همقافیه با «باشمقچی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چی» برای سرودن شعر