معنی باسمهای
7 بازدید
[ مَ / مِ ] (ص نسبی) چاپی. مطبوع. مقابل قلمی. و رجوع به باسمه شود. || به مجاز، کاذب. بدروغ. بدل. مجعول. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «باسمهای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر