معنی باسقان
5 بازدید
(اِ) به محاورهٔ خوارزم به معنی نواب و صوبه دار. (آنندراج). نایب پادشاه. امیر حاکم. (ناظم الاطباء). اما صحیح کلمه باسقاق است. رجوع به باسقاق شود.
کلمات همقافیه با «باسقان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر