معنی باسقاقی
5 بازدید
(ترکی، حامص) لغت ترکی بمعنی شحنگی : آن اطراف قایم مقام بگذاشت و بوقارا به باسقاقی معین کرد. (جهانگشای جوینی). مقرر شد امیر ارغون را بر کورکوز باسقاقی فرمودند. (جهانگشای جوینی) و تولاک باسم باسقاقی در غیبت او محافظت ولایت میکند. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «باسقاقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر