معنی بازپس نگریستن
5 بازدید
[ پَ نِ گَ تَ ] (مص مرکب) بعقب نگاه کردن. (ناظم الاطباء). برگشته نگریستن. (منتهی الارب). التفات. (ترجمان القرآن): چون آن کنیزک از دیه بیرون آمد بازپس نگریست. (تاریخ قم ص ۶۴).
کلمات همقافیه با «بازپس نگریستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر