معنی بازپس نشستن
6 بازدید
[ پَ نِ شَ تَ ] (مص مرکب) عقب نشستن. دنبال روی کردن. سپس کسی رفتن. حرکت کردن : و علی تکین بر منزل بازپس نشیند چنانکه پیش رسول ما حرکت کند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۵۶).
کلمات همقافیه با «بازپس نشستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر