معنی بازپس نهادن
6 بازدید
[ پَ نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) ذخیره کردن. پس انداز کردن. اندوختن : بخور هرچه داری منه بازپس تو رنجی چرا بازماند بکس؟فردوسی. چرا امروز چیزی بازپس ننهی چرا نندیشی از بیم تهیدستی.ناصرخسرو. و رجوع به بازپس هشتن و بازپس نهادن شود.
کلمات همقافیه با «بازپس نهادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر