معنی بازپس ماندن
5 بازدید
[ پَ دَ ] (مص مرکب) عقب ماندن. دنبال ماندن. تأخر: که چون شیرین ز خسرو بازپس ماند دلش در بند و جانش در هوس ماند.نظامی. شتابنده تر و هم علوی خرام ازو بازپس مانده هفتاد گام.نظامی.
کلمات همقافیه با «بازپس ماندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر