معنی بازنجان
7 بازدید
[ زِ ] (اِ) بادنجان. (ناظم الاطباء).[ ] (اِخ) نام تیره ای از عشایر کرد. بنابر مسطورات فارسنامه، یکی از عشایر شبانکاره «رم- البازنجان» بوده که همان بازرنگی است. مسعودی در مروج الذهب آنجا که طوایف کرد را برمیشمارد نام «مادنجان» را ذکر کرده است. در التنبیه و الاشراف (چ اروپا ص ۸۸) هنگام شمردن عشایر کرد نخست عشیرهٔ بازنجان را نام می برد. (از کتاب کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او تألیف رشید یاسمی ص ۱۶۹). و رجوع به بازرنگی شود.
کلمات همقافیه با «بازنجان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر