معنی بازندگی
6 بازدید
[ زَ دَ / دِ ] (حامص) (از باختن). حیله گری. مکاری. (از غیاث اللغات بنقل از مصطلحات و بهار عجم). کنایه از حیالی. (آنندراج): بسکه بازندگی از مردم عالم دیدم صورت گنجفه خلقم بنظر می آید. محسن تأثیر (از آنندراج). و رجوع به مجموعهٔ مترادفات ص ۲۶۴ شود.
کلمات همقافیه با «بازندگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر