معنی بازدارنده
8 بازدید
[ رَ دَ / دِ ] (نف مرکب) آنکه یا آنچه کسی را از امری باز دارد: نَهُوّ. مَنوع. (منتهی الارب). مانع. (منتهی الارب) (دهار). عَوق؛ آنکه از خیر باز دارد. عائق. عاضِر. (منتهی الارب). رادع. حاجب. واقِف. عاصِم. حابِس. حائل. عاکف. عایق. مُعَوِّق. دافِع. مَنّاع. زاجِر. (دهار).
کلمات همقافیه با «بازدارنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر