معنی بازداری
9 بازدید
(حامص مرکب) نگاهداری باز. (ناظم الاطباء). بازیاری. عمل بازدار. رجوع به بازدار شود.
کلمات همقافیه با «بازداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر