معنی بار زمان
6 بازدید
[ رِ زَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایه از حوادث و جفاهای روزگار و زمانه باشد. (برهان) (آنندراج) (انجمن آرا). جفای روزگار و سختی روزگار. (ناظم الاطباء). انقلاب زمان. بدبختی. (دِمزن).
کلمات همقافیه با «بار زمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر