معنی بار زدن
7 بازدید
[ زَ دَ ] (مص مرکب) حمل کردن بار. چیدن بار. پر کردن وسیلهٔ نقلیه از بار. بار کردن چارپا: بارها را بکامیون بزن. || قپان کردن بار. || آنچه از فلز کم بها در زر و سیم کنند. عیار. || خریدن بار.
کلمات همقافیه با «بار زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر