معنی باریاب شدن
5 بازدید
[ رْ شُ دَ ] (مص مرکب) دستوری دخول. اجازهٔ درآمدن داشتن. بار یافتن. بحضور پادشاه یا امیری رفتن. رجوع به بار یافتن. باریابی. باریاب گشتن شود.
کلمات همقافیه با «باریاب شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر