معنی بارگاه بستن
5 بازدید
[ بَ تَ ] (مص مرکب) بار کردن و بستن چادر و خیمه بر ستور. حمل کردن آن بر چارپا: ببندند بر فیل نر بارگاه درآرند جنبش به این کارگاه. هاتفی جامی (از ارمغان آصفی).
کلمات همقافیه با «بارگاه بستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر