معنی بارانه کردن
5 بازدید
[ نَ / نِ کَ دَ ] (مص مرکب) بمخاطره افتادن. (شعوری ج ۱ ورق ۱۸۰). بخطر و در مخاطره افتادن. (ناظم الاطباء: بارانه). || از یک جا پریدن. (شعوری ج ۱ ورق ۱۸۰) (دِمزن). || دور انداختن. (ناظم الاطباء: بارانه). || تفاخر کردن. (شعوری ج ۱ ورق ۱۸۰). لاف زدن. (ناظم الاطباء: بارانه).
کلمات همقافیه با «بارانه کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر