معنی بارانه
5 بازدید
[ نَ / نِ ] (اِ) شه تیر که چوب کلان مکان باشد. (آنندراج) (دِمزن). ترهٔ [ ظ: طرهٔ ] جلو عمارات. (ناظم الاطباء). رجوع به شعوری ج ۱ ورق ۱۹۱ شود. || نام رستنی است. (آنندراج). بادرنجبویه. (ناظم الاطباء). بادرنگبویه. باردو. پاردو. (دِمزن). رجوع به شعوری ج ۱ ورق ۱۹۱ شود.
کلمات همقافیه با «بارانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر