معنی باددم
6 بازدید
[ دَ ] یا [ دِ دَ ] (ص مرکب) کنایه از کسی است که خود را پر از باد نخوت و غرور کند و متکبر و متجبر نشیند. (برهان) (ناظم الاطباء). || بعضی از افاضل به اضافه بمعنی دمهٔ آهنگران نوشته اند به استناد این بیت حکیم فردوسی : بدانگاه با کیلهٔ باددم کنونست در بزم بابا بهم. علی خراسانی آرد: بود ز باددم حادثه چو نای انبان وجود خصم تو پیوسته پر ز باددژم لیکن ظاهر آنست که بدون اضافت باشد. (از آنندراج). - باد دم داشتن؛ کنایه از مرد متکبر و بانخوت و خودپسند بود. (انجمن آرا).
کلمات همقافیه با «باددم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دم» برای سرودن شعر