معنی باخع
6 بازدید
[ خِ ] (ع ص) اسم فاعل از بخع. مبالغت کننده در امری. کشنده و مبالغه کننده در کشتن، قوله تعالی : {/B فَلَعَلَّکَ بََاخِعٌ نَفْسَکَ ،۱-۳۱۸:۶/} و اقرارکننده. (آنندراج). بخع بالشاة؛ مبالغه کرد در ذبح آن تا از حد ذبح درگذشت و به رگ نخاع رسید، هذا اصله، ثم استعمل فی کل مبالغة، و منه قوله تعالی {/Bفَلَعَلَّکَ بََاخِعٌ نَفْسَکَ ؛۱-۳۱۸:۶/} ای مهلکها مبالغاً فیها حرصاً علی اسلامهم. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «باخع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خع» برای سرودن شعر