معنی باخق
5 بازدید
[ خِ ] (ع ص) مرد یک چشم. یک چشم. اعور. منجوق العین. ابخق. بخیق: رجل باخق العین؛ مرد یک چشم. مرد یک چشمه. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «باخق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خق» برای سرودن شعر