معنی ایتمام
6 بازدید
[ تِ ] (ع مص) ائتمام. قصد کردن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || اقتدا کردن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد): ائتموا بالامام؛ اقتدا کرد به امام. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ایتمام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر