معنی ایتمان
9 بازدید
[ تِ ] (ع مص) ائتمان. اعتماد کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). امین داشتن. (المصادر زوزنی). || به بیم و ترس گردانیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || مشورت کردن. (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص ۲۴).
کلمات همقافیه با «ایتمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر