معنی ایتمار
6 بازدید
[ تِ ] (ع مص) ائتمار. فرمانبرداری نمودن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || از رأی خود کاری کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). به رأی خود کار کردن. (ناظم الاطباء). || کنکاش نمودن. از لغات اضداد است. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). با یکدیگر مشورت کردن. (از اقرب الموارد) (مجمل اللغة) (تاج المصادر بیهقی). مشورت کردن. (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص ۲۴) (ناظم الاطباء): {/Bإِنَّ اَلْمَلَأَ یَأْتَمِرُونَ بِکَ لِیَقْتُلُوکَ .۱۱-۱۵۲۸:۲۰/} (قرآن ۲۸/۲۰). || ایتمر القوم؛ امر کرد بعضی مر بعضی را. بعضی از آن قوم امر کردند مر بعضی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || ایتمر به؛ قصد آن کرد. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ایتمار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر