معنی انوا
7 بازدید
[ اَنْ ] (از عربی، اِ) انواء: ز بس بدایع چون بوستان پر از انوار ز بس جواهر چون آسمان پر از انوا. مسعودسعد. شکوفه ها همه انوای باغ گردون است که چون پدید شدند افتتاح کرد سما. مسعودسعد. مسایل انهار و مسایح امطار معابر سیحون بفضول انوا و سیول اندا پر کرده. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). رجوع به انواء شود.
کلمات همقافیه با «انوا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وا» برای سرودن شعر