معنی انوء
7 بازدید
[ اَ وَ ] (ع ص) کسی که دارای علم انواء بود. (ناظم الاطباء). دانای انواء. (منتهی الارب). || (ن تف) داناتر به انواء: ما بالبادیة انوء منه ای اعلم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به انواء شود.[ اَ وُ ] (ع اِ) جِ نوء. (اقرب الموارد) (المنجد). رجوع به نوء شود.
کلمات همقافیه با «انوء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وء» برای سرودن شعر