معنی انواء
6 بازدید
[ اَنْ ] (ع اِ) جِ نَوء، منزل های ماه. (مهذب الاسماء). ستارهٔ مایل بغروب یا آن طالع است و آن منزلی است قمر را از منازل بیست وهشت. (آنندراج). مجادیح السماء، انواء آسمان و نوء غروب کردن منزلی از منازل ماه و طلوع کردن منزلی دیگر مقابل آن. (منتهی الارب): و توالت الانواء فیها [ فی مرسی جزیرة خالطة ] و نحن ننتظر فرجاً من اللََّه تعالی. (ابن جبیر). منازل را انوائی است که علماء درآن اختلاف دارند و ما در اینجا ملخص آنچه را که ابوالقاسم عبدالرحمان بن اسحاق زجاجی در کتاب خود درباره انواء آورده است ذکر میکنیم: سال را چهار جزء است و هر جزء آنرا هفت نوء بود و هر نوء را سیزده روز است مگر نوء جبهه که چهارده روز است (در آن یک روز زیاد شده تا سال سیصدوشصت وپنج روز کامل گردد) و آن مقداری است که خورشید در آن بروج دوازده گانه فلک را می پیماید. برای هر برجی دو منزله و یک سوم منزله است و هرگاه که آفتاب بمنزلی از این منازل فرود آید برج را بپوشاند چه آفتاب سی درجه را میپوشاند ۱۵ درجه از پس آن و مانند آن از پیش آن و هرگاه از آن منزل منتقل شود آشکار گردد. پس اگر اتفاق افتد که طلوع کند منزلی از این منازل به صبحگاهان و غروب کند رقیب آن پس آن نوء بود و این جز یک بار در سال برای هیچ منزلی از منازل آفتاب اتفاق نیفتد و نوء مأخوذ است از ناء ینوء به معنی سنگین بار برخاستن. رجوع به التفهیم و بلوغ الارب ص ۲۲۸ و تاریخ تمدن جرجی زیدان شود. || جِ نَواة. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). هسته های خرما.[ اِنْ ] (ع مص) افکندن هستهٔ خرما از دهان. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). دانه های خرما انداختن از دهان. (آنندراج). هسته بیوکندن. (تاج المصادر بیهقی). || دور شدن. || بسیارسفر گردیدن. || روا کردن حاجت را. || کلان گردانیدن فربهی شتر را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || دانه بستن غورهٔ خرما. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «انواء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر