معنی اندرگاهان
5 بازدید
[ اَ دَ ] (اِ مرکب) خسمهٔ مسترقه. پنج روزی. پنجهٔ دزدیده. پنجی. فنجی. (یادداشت مؤلف). و رجوع به اندرگاه شود.
کلمات همقافیه با «اندرگاهان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر