معنی اندرگاه
4 بازدید
[ اَ دَ ] (اِ مرکب) پنج روز افزونی آخر سال (خمسهٔ مسترقه) که نامهای آنها از این قرار است: اهنود (MMMاهنوذ) اشتوذ، اسپنمد (MMMاسپنتمذ)، و هوخشتر، و هشتوایشت . (از فرهنگ فارسی معین) (از مقدمه التفهیم ص قلج). پنج روزی که در آخر اسفندارمذ ماه یا آبان ماه برسی روز می افزوده اند. پنجهٔ دزدیده. بهیزک. (یادداشت مؤلف). اندرجا. (فرهنگ فارسی معین): این پنج روز دزدیده که آنرا اندرگاه خوانند از پس آبانماه نهادند تا نشانی باشد آبانماه را که دوبار کرده آمد و این عادت ایشان بوده است به هر ماهی که او را نوبت بهیزک بودی که این مسترقه ای دزدیده به آخر او نهادندی. (التفهیم بیرونی چ همایی ص ۲۳۱). و رجوع به پنج روزی و پنجهٔ دزدیده و خمسهٔ مسترقه و اندرگاهان شود.
کلمات همقافیه با «اندرگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر