معنی اندرخوری
6 بازدید
[ اَ دَ خوَ / خُ ] (حامص مرکب) سزاواری. شایستگی : تا ترا از آسمان آمد حمیدالدین لقب این لقب بر هیچ کس نامد بدین اندرخوری. سوزنی.
کلمات همقافیه با «اندرخوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر