معنی اندام زدن
5 بازدید
[ اَ زَ دَ ] (مص مرکب) شرحه شرحه کردن. || یادداشت کردن. || بیاد آوردن محنتهای گذشته را. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «اندام زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر