معنی انتظام داشتن
6 بازدید
[ اِ تِ تَ ] (مص مرکب) آراسته بودن و منتظم و مرتب کردن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «انتظام داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر