معنی انتظام دادن
5 بازدید
[ اِ تِ دَ ] (مص مرکب) نظم کردن. منتظم کردن. مرتب کردن. (از یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «انتظام دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر